دانلود دانشنامه بین المللی ارتباطات

جلد اول کتاب دانشنامه بین‌المللی ارتباطات با ترجمه‌ مشترک غلامرضا آذری، مصطفی احمدزاده، حسینعلی افخمی، حسین حسینی، کاووس سیدامامی و مسعود کوثری از سوی انتشارات دانشگاه امام صادق‌(ع) روانه پیشخوان کتاب‌فروشی‌ها شده است.
نخسیتن ویرایش دانشنامه بین‌المللی ارتباطات ویراسته ولفگانگ دونزباخ در سال ۲۰۰۸ به پژوهشگران و علاقمندان به حوزه ارتباطات در سراسر دنیا عرضه شد. این دانشنامه تلاشی سترگ برای معرفی حوزه و رشته ارتباطات و مراحل رشد آن است و دامنه موضوعی بسیار وسیعی را در بر می‌گیرد. گسترۀ موضوعی دانشنامه حاضر چنان وسیع است که حاوی مطالبی است که به جرأت می‌توان گفت در دیگر دانشنامه‌ها نیامده است. همین موضوع دانشنامه حاضر را حایز یک ویژگی ممتاز می‌سازد و آن همانا جامع بودن آن است. در این دانشنامه ۱۳۳۹ مدخل توسط ۴۰۰۰ نفر از محققان و پژوهشگران ارتباطات از ۷۰ کشور در ۱۱ مجلد به نگارش درآمده است که گوشه و کنار دانش ارتباطات و پیوند آن با دیگر حوزه‌های دانش (نظیر زبان‌شناسی، روان‌شناسی اجتماعی، اقتصاد سیاسی و غیره) را به نمایش می‌گذارد. مدخل‌های دانشنامه در اکثر موارد چندان خلاصه نیستند و این امر آن‌ها را برای محققان و پژوهشگرانی که به دنبال سرنخ‌های مناسب برای جستجوی مطلبی خاص می‌گردند، مفید می‌سازد. با توجه به کمبود کتاب‌های درسی و پژوهشی مناسب در حوزه ارتباطات در ایران، مدخل‌های این دانشنامه مطالب سودمندی را در اختیار جست‌وجوگران قرار می‌دهد و جای خالی برخی از منابع لازم را پر می‌کند. علاوه بر آن، در پایان هر مدخل، واژگان کلیدی که به موضوع مدخل مرتبط هستند، خواننده را به سرنخ‌های جدید هدایت می‌کند. به این طریق دانشنامه حاضر شبکه مفهومی گسترده دانش ارتباطات را به خوبی به نمایش می‌گذارد. این دایره‌المعارف به لحاظ اعتبار دانشگاهی وابسته به «انجمن بین‌المللی ارتباطات» است.
در پایان هر مدخل، واژگان کلیدی که به موضوع مدخل مرتبط هستند، خواننده را به سرنخ‌های جدید هدایت می‌کند. تمامی این واژگان کلیدی در ابتدای دانشنامه یک‌بار به صورت موضوعی نیز دسته‌بندی شده‌اند تا نمایی از آنچه را نیز که در کلیه مجلدات دانشنامه به خواننده عرضه می‌شود، به دست دهد. نویسندگان مدخل‌های دانشنامه کوشیده‌اند تا با پرهیز از حاشیه‌روی، به اصل مطلب بپردازند و خواننده را یکراست به سراغ آنچه در جست‌وجویش است، هدایت کنند.
کتاب حاضر جلد اول دانشنامه بین‌المللی ارتباطات است که از جوایز اکادمی تا آواتار‌ها و کارگزاران را شامل می‌شود. دیگر مجلدات این دانشنامه به ترتیب منتشر خواهد شد.
دانشنامه بین‌المللی ارتباطات در شمارگان ۱۵۰۰ نسخه، ۷۵۱ صفحه و بهای ۱۵ هزار تومان چاپ و منتشر شده است.

دانلود فهرست دانشنامه ارتباطات

دانلود دانشنامه ارتباطات

برگرفته از وبلاگ:محمد جافر.

مقایسه گوگل پلاس با دیگر شبکه های اجتماعی

همه از جمله مارک زوکربرگ مدیرعامل فیس بوک می گویند، گوگل پلاس یک شبکه اجتماعی است اما گوگل تاکنون هیجوقت ادعا نکرده است که گوگل پلاس یک شبکه اجتماعی است! (معرفی اولیه گوگل پلاس توسط گوگل)

این یک ابهام منطقی است؟ به نظر می رسد باید به ساختار شبکه های اجتماعی نگاه کنیم تا بتوانیم به این ابهام پاسخ دهیم.

اگر پرزنت آدامز درباره شبکه های اجتماعی را مد نظر قرار دهیم. ساختار زیر پدید می آید. این ساختار درباره روابط انسانی (دوستان) است که در فیس بوک به عنوان بزرگترین شبکه اجتماعی جهان وجود دارد. (فیس بوک برطبق آمار تایید نشده 750 میلیون کاربر دارد)

بحث این نیست که گوگل باید از روابط شبکه اجتماعی فیس بوک تقلید کند، بحث این است که گوگل پلاس یک ساختار جدیدی را ارایه کرده است که گراف زیر آدامز شاید آن را معرفی کند. ساختاری که برطبق حلقه ها پدید می آید. (مطلب بریان سولیس را دراین باره بخوانید)

اما یک نکته کاملا روشن است. گوگل از ناموفق بودن حریم خصوصی در فیس بوک و توییتر استفاده کرده است. زیرا بزرگترین انتقاد به شبکه های اجتماعی همیشه بحث تنظیمات حریم خصوصی بوده است. زیرا بسیار سخت است که شما مفهوم “دوست” و “آشنا” را در فیس بوک و توییتر مجزا کرد. اما در حلقه های گوگل این امکان پذیر است. به عنوان مثال ما به گروه دوستانمان اعتماد کامل داریم اما آیا به آشنا نیز می توان اعتماد کامل داشت! (پیشنهاد مطالعه مقاله بی بی سی در این باره)

نکته دیگر این است که ساختار فیس بوک براساس فریندشیپ است و ساختار توییتر براساس فالور است. اما گوگل پلاس در حلقه ها فالور و فریندشیپ را مجزا می کند. یعنی شما می توانید یک عده را به عنوان دوست قرار دهید و رابطه اینگونه شکل می گیرد و عده دیگری را به عنوان فالور یا آشنا یا هرچیز دیگر!

موضوع دیگر این است که گوگل پلاس را با فیس بوک و توییتر مقایسه می کنند. به نظرم این مقایسه درست نیست. اگر به رشد کاربر هم نگاه کنیم. باز قابل قیاس نیست. زیرا فیس بوک و توییتر به عنوان یک استارتاپ نوپا پا به عرصه گذاشتند در حالی که گوگل پلاس با برند معروف گوگل وارد شده است. اما نمودار زیر نیز مقایسه ایست که درباره دست یافتن به 10 میلیون کاربر توسط این سه شرکت ارایه شده است. توییتر نزدیک 2 سال و فیس بوک نزدیک 2 سال و 122 روز طول کشیده است که 10 میلیون کاربر جذب کنند! اما گوگل پلاس تنها 16 روز.

به هر صورت، اگر بخواهیم مقایسه ای کوتاه بین گوگل و فیس بوک انجام دهیم می توان نتایج زیر را بدست آورد:

در زمینه ارتباطات:

- جی میل گوگل در مقابل ایمیل فیس بوک

- گوگل ویس در مقابل چت تصویری فیس بوک

- گوگل پاتق در مقابل چت تصویری فیس بوک

اشتراک گذاری:

- لایک فیس بوک در مقابل گوگل پلاس وان (البته گوگل پلاس وان به جستجوی اجتماعی نیز افزوده می شود)

- بارگذاری عکس (فعلا بساط اشتراک عکس در پلاس داغ است، حتی می گویند جایگزینی خوبی برای فیلکر است)، ویدیو، لینک، محتوا و ذخیره در سرورهای هردو

امکانات:

- فیس بوک Place در مقابل گوگل Lattitude

- اضافه کردن اپلیکشین های (App) مختلف در فیس بوک در مقابل گیم فیکشن (Gamification) گوگل

بعید نیست که شما یک روز شاهد نابودی فیس بوک باشید. زیرا شبکه اجتماعی مای اسپیس که می گفتند 12 میلیارد دلار ارزش دارد، فقط 35 میلیون دلار فروخته شد. (البته مای اسپیس از دارایی هایی مورداک و نیوزکروپشن بود که قبلا از اتفاقات اخیر فروخته شد)

به نظر می رسد، گوگل به جای اینکه به دنبال آن باشد که پلاس را به عنوان یک شبکه اجتماعی معرفی کند، به دنبال آن است ساختار جدیدی را به شبکه های اجتماعی فعلی اضافه کند یا به نوعی به دنبال نابودی رشد شبکه های اجتماعی همچون فیس بوک است و در نهایت ارایه ساختار اجتماعی جدید در شبکه های اجتماعی است.

پ.ن1: گوگل دیروز شبکه اجتماعی Fridge را برای توسعه گوگل پلاس خرید. ابهامات بیشتر می شود!

پ.ن2: گوگل پلاس هم اکنون 20 میلیون بازدیدکننده انحصاری دارد. که 63 درصد آنها مرد هستند و تنها 5 میلیون کاربر از امریکا هستند. گزارش مشیبل را بخونید.

گوگل پلاس یک لایه اجتماعی است

بحث درباره مفهوم گوگل پلاس همچنان ادامه دارد. عده زیادی آن را شبکه اجتماعی می دانند و برخی نیز آن را مغاییر ساختار شبکه اجتماعی امروز دنیا معرفی کرده اند. در این مقاله کوتاه سعی می شود به این پارادوکس در قالب نوع ارتباط، جستجو، همکاری و رسانه پاسخ داده شود.

1- گوگل پلاس شبکه اجتماعی نیست، بلکه یک لایه اجتماعی است.

ساختار گوگل پلاس به نوعی است که احساس می شود یک شبکه اجتماعی است. اما به نظر نمی رسد هدف گوگل از ایجاد آن ارایه یک شبکه اجتماعی باشد. آنها می خواهد یک لایه اجتماعی سرتاسری از خدمات گوگل (وب اکوسیستم) ارایه کنند. استراتژی گوگل این است که یک تجربه خوب و یک طراحی مناسب برای جذب اشتیاق کاربر مناسب است. به عنوان مثال به موارد زیر که می تواند در آینده در لایه های مختف گوگل پلاس تحقق یابد توجه کنید:

گوگل پلاس + گوگل داک = وعده گوگل ویو

گوگل پلاس + گوگل مپ + Latitude = فور اسکیور (FourSquare)

گوگل پلاس + گوگل مترجم = شبکه ای از همه زبان ها

گوگل پلاس + گوگل سایت = صفحاتی شخصی مانند صفحات فیس بوک

گوگل پلاس + تبلیغات Adwords = ….

شاید گوگل به مرور امکانات فوق را به پلاس اضافه می کند و آن روز دیگر نمی توان عنوان شبکه اجتماعی را برای گوگل پلاس در نظر گرفت. بلکه لایه اجتماعی که با طعم جدید خدمات گوگل را ارایه می دهد. بماند که گوگل گفته است که نسخه تجاری پلاس در راه است. باید منتظر خدمات جدید به روی آن بود و همه منتظر قدرت نمایی گوگل هستند.

2- گوگل پلاس قاتل فیس بوک نیست

از روزی که گوگل پلاس آمده همه آن را با فیس بوک و توییتر مقایسه می کنند و این سوال را مطرح می کنند، که آیا گوگل پلاس می تواند با فیس بوک رقابت کند؟ آیا می تواند جایگزین فیس بوک شود و سوالاتی از این دست! اما به واقع این دو مسیر جدایی با یکدیگر دارند. قاعدتا کاربران فیس بوک به همین راحتی آن را ترک نمی کنند.

به عنوان مثال فریندشیپ بودن(ارتباط براساس دوستی ایجاد می شود) فیس بوک و فالورشیب بودن (ارتباط براساس دنبال کننده ها ایجاد می شود) توییتر دو فرآیند اصلی ارتباط افراد با یکدیگر است. یعنی ارتباط در فیس بوک براساس دوستی ایجاد می شود اما در توییتر براساس فالور ارتباط ایجاد می شود. اما گوگل فریندشیپ را در قاب فالور در حلقه ها ایجاد کرده است و اختیار مدیریت آن را به کاربران داده است.

3- گوگل پلاس و توزیع حرفه انسان ها

در حلقه قرار گرفتن یک امر عادی شده است. اما مهمترین نکته این است که در مرحله اول شما به حوزه کاری و فعالیت افرادی که شما را در حلقه قرار داده اند توجه می کنید. اگر متناسب باشد، شما نیز آنها را در حلقه قرار می دهید. به نوعی سعی در توسعه حرفه و علاقه منددی های شما نیز دارد. به عنوان مثال شما لیستی از 104 عکاس و لیستی از نویسندگانی که در گوگل پلاس هستند را می توانید مشاهده کنید. اما در فیس بوک چنین نیست. شما دوستانتان را اکسپ می کنید.

4- گوگل پلاس و زنجیره فرمان مدیریتی

گوگل پلاس به مدیران این امکان را می دهد که حلقه هایی شامل کارمندان ایجاد کنند و مطالب و برنامه های گوناگون را به آنها به اشتراک بگذارد و بازخورد لحظه ای دریافت کنند. همچنین می تواند حلقه ای از همکاران برای مدیران یا کارمندان ایجاد کند تا روابط خود را توسعه و بهبود دهند. همچنین می توان مشتریان نورچشمی را در یک حلقه جمع کرد و با آنها ارتباط نزدیک برقرار کرد. کلا زنجیره حلقه ها مدیریت افراد را بهبود می بخشد و حق انتخاب را به کاربر می دهد.

5- گوگل پلاس و تجربه جستجوی اجتماعی

گوگل به دکمه لایک هویت بخشیده است و آن را به پلاس وان تبدیل کرده است . یعنی شما وقتی مطلبی را پلاس وان می کنید در موتور جستجوی گوگل برای حلقه هایتان پیشنهاد می شود. اینجاست که لایک از حالت ظاهری خود خارج می شود و نوعی تاثیر هویتی می گیرد. شاید در آینده این بهبود یابد و ساختار لایک بودن و لایک شدن را دگرگون سازد.

6- رسانه اجتماعی بودن گوگل پلاس

هرطور که حساب کنیم. گوگل پلاس یک رسانه اجتماعی است. شاید هر ویژگی که شمرده شود در قاب رسانه اجتماعی برای گوگل پلاس بگنجد، رسانه ای که اشتراک محتوا حرف اول و آخر را در آن می زند.

منبع http://socialmedia.ir/?cat=28

برگرفته از سایت: دکتر امیر مسعود مظاهری

مدیریت رسانه و فلسفه رسانه

مديريت رسانه از چند رشته علمي و كاربردي تغذيه مي شود. يكي از اين رشته ها فلسفه رسانه است. در مديريت رسانه نمي توان از تأثيراتي كه رسانه في نفسه بر پيام يا محتوا مي گذارد و يا نقش متفاوتي كه در نوع اثربخشي و ميزان آن دارد، غافل بود. از اين جهت فلسفه رسانه و مباحث پيرامون آن بسيار مهم هستند.
تفاوت معنا از رسانه تا رسانه
حتماً تا كنون براي شما پيش آمده است كه بايكي درگوشي و پچ پچ موضوعي رامطرح كنيد، ولي همان مطلب را به ديگران با تغيير در كلمات و جملات بيان كنيد. جرا؟
گاهي در دعوت از دوستان يا فاميل براي يك مهماني، از چند رسانه مختلف استفاده مي كنيد. برخي را از طريق ديگر دوستان ، بعضي را با تلفن، برخي را با دعوتنامه، و احتمالاً چند نفري را شخصاً و حضوري دعوت مي كنيد. چرا؟
اين دو نمونه اي از تفاوت معنا سازي در رسانه ها است كه موجب تفاوت در بهره برداري از آن مي شود. يعني معناي هر متني از يك رسانه تا رسانه ديگر متفاوت است و هر رسانه حسب ويژگي هاي ماهوي كه دارد قادر به توليد سطح خاصي از معنا مي باشد. حقيقت عالم بر اين بنا شده كه هر اطلاعي فقط از دل رسانه به دست آيد، حتي اطلاع از بهار؛ تجليش در شكوفه(رسانه) و يا سيلاب جويبار(رسانه) است، اما معناي بهار يكساني اين دو بوجود نمي آورند.
با اين فرض كه هر رسانه معنايي در حد توان ماهوي خودش مي تواند بوجود آورد و به همين دليل تأثير متفاوتي بر مخاطبش دارد، فلسفه رسانه، معرفت نظري لازم و ضروري براي مديريت رسانه مي شود. اما فلسفه رسانه چيست؟
در يک تقسيم بندي کلي، فلسفه رسانه به دو بخش فلسفه نظري و فلسفه عملي تقسيم مي شود. رسانه ها بطور عام به سه دسته رسانه هاي ادراك حسي (زمان و مکان)، رسانه هاي نشانه شناختي (تصوير، زبان، خط و موسيقي)، و رسانه هاي فني انتقالي (رسانه هاي مکتوب، راديو، تلويزيون، و اينترنت)، تقسيم مي شوند.
در فلسفه نظري رسانه، معرفت شناسي رسانه ها و امکان دستيابي به شرايطي که بر اساس آن اصل تعميم معنا مورد توجه قرار گيرد، از اهميت زيادي برخوردار است، و اين در حالي است که در فلسفه عملي رسانه، ضمن بهره گيري از مباني متافلسفي و متافيزيکي، مسئله تعامل سازنده در طراحي روش هاي بشري براي انتقال و تبديل واقعيت و نه معرفت، واقعيت مورد تأمل قرار مي‌گيرد . به همين دليل، واقع گرايي رسانه اي و همچنين ضد واقع گرايي رسانه اي که هر دو در دسته نظريات بازنماگرايي قرار مي گيرند در فلسفه نظري رسانه ها مورد توجه قرار دارند (براي اطلاع بيشتر به مقاله فلسفه رسانه آقاي دكتر حسيني در كتاب زيبايي شناسي و فلسفه رسانه كه با همت ايشان و نشر دانشكده صدا و سيما در اختيار است، مراجعه فرماييد)). منظور از "بازنمايي" توليد معنا در چارچوب هاي مفهومي و گفتماني است. به اين معني که "معنا" از طريق نشانه ها، به ويژه زبان توليد مي شود. زبان سازنده معنا براي اشياء مادي و رويه هاي اجتماعي است و صرفاً واسطه اي خنثي و بي طرف براي صورت بندي معنا و معرفت درباره جهان نيست( مهدي زاده،ص15). مبناي فلسفه نظري رسانه دقيقاً همان اصلي است که فلسفه‌هاي نظري مدرن بر آن استوار شده‌اند. اين قبيل فلسفه‌ها غالباً به بررسي شرايط امکان ادراک و معرفت انساني مي‌پردازند، مسئله اي که بايد با ارتباط به واقعيت در جهان خارج بدان پاسخ داد، و آن نيز مبتني بر يک نوع عينيت‌گرايي است، چه آنکه اين عينيت‌گرايي از نوع رئاليسم و يا ضد رئاليسم و يا ترکيبي از هر دو باشد .
بطور کلی در حوزه فلسفه رسانه ای سه رویکرد کلی و اساسی وجود دارد.
الف- رویکرد ابزارگرایانه( Inestrumentalism) : طبق این رویکرد رسانه فقط یک وسیله است برای انتقال پیام یا معنا. در این رویکرد به جای توجه و تمرکز بر معانی نمادهای بکار گرفته شده در رسانه، بر چگونگی کاربرد آن تأکید دارد. پراگماتیست ها یا عملگرایان عموماً در این حوزه قرار دارند.
ب- رویکرد ذات گرایانه (Essentialism) : این رویکرد بر تأثیر ماهیت رسانه بر معنا تاکید دارد. مطابق این نظر، این رسانه ها هستند که معنا سازند و افرادی که از آن ها استفاده می کنند با معانی رسانه ساخته مواجه می شوند. این رویکرد مبتنی بر جبرگرایی مطلق تکنولوژی است و دست بشری را کوتاه از اثربخشی می داند.
ج- رویکرد متعامل (Essentialism- Instrumentalism): این رویکردی است که به تأثیر ماهیت و ذات نوع رسانه بر معنا و پیام تأكيد دارد اما بر این باور است که می توان باشناخت حقیقت هر رسانه از آن در جهت درست تولید معنا و انتقال پیام استفاده کرد. علاقمندان به مکتب فلسفه متقاطع که هم فلسفه نظری را مورد توجه قرار می دهند و هم فلسفه عملی و پراگماتیسم را نیز مؤثر می دانند غالباً در این حوزه اندیشه ای قرار می گیرند.
عليرغم نزاعي که ميان فيلسوفان رسانه وجود دارد چه آن ها که بر توليد معنا تأکيد دارند يعني فيلسوفان نظري و چه آن هايي که از دريچه پراگماتيستي به رسانه نگاه مي کنند و دريافتي تا حدودي ابزاري از آن دارند و اصحاب مکتب متعامل يا معتقد به فلسفه متقاطع که ضمن توجه به فلسفه نظري بر فلسفه عملي و گرايشات پراگماتيستي تأکيد دارند، کاربران و مخاطبان مسير علاقه خود را فارغ از اين ها ادامه مي دهند. اما مي توان گفت کساني که در يک رسانه کار مي کنند بطور طبيعي و يا ناخودآگاه مبتني بر يکي از اين رويکردها فعاليت هاي خود را سامان مي دهند.
درهم تنيدگي مديريت رسانه با دانش فلسفه رسانه ناشي از همين تفاوت هاي موجود در نگاه مديران به رسانه و البته انتظارات آن ها از كاركنان توليدي و ستادي و حتي مخاطبان و نوع و ميزان تأثير محتوا بر آن ها است.

برگرفته از سایت :دکتر حسن خجسته

مديريت رسانه، مالكيت و محتوا

در ادامه بحث مديريت رسانه، براي محيط شناسي رسانه اي بيشتر بر روي رابطه مالكيت و محتواي رسانه در ساختار حاكم بر محيط رسانه اي تأكيد شده است. اين امر نه به جهت بي توجهي به ساير عوامل محيطي بلكه به دليل اهميت بسيار آن ابتدا مورد بحث قرار گرفته است.

تغييرات مالکیت سازمان هاي رسانه اي
در سال های اخیر تغییرات مهمی در مالکیت رسانه ها بوجود آمده است بطوريكه شركت هاي زيادي در يكديگر ادغام يا از حوزه بازار حذف شده و به جاي آن ها شركت هاي بزرگي كه برخي از آن ها چند مليتي هستند در صحنه رسانه اي ظاهر شدند. بطور مثال در سال 1983 در آمريكا 50 بنگاه رسانه اي فعاليت مي كردند كه درحال حاضر به پنج بنگاه تقليل يافته اند، با اين توضيح كه اكنون در اين كشور حدود 1468 روزنامه، 6000 مجله، 10000 ايستگاه راديويي، 2700 ايستگاه تلويزيوني و كابلي و 2600 ناشر كتاب وجود دارند. به قول "باگديگيان": زماني كه بوش كوچك رئيس جمهور شد، ديگر از رسانه هاي صاحب نفوذ و قدرتمند نظير "هارپز" و "سنچري" و ساير نهادهاي ملي پرنفوذ اوائل قرن بيستم كه براي افشاي سوء استفاده ها و كنترل قدرت نامحدود بنگاه هاي بزرگ تلاش مي كردند خبري نبود.
تغييرات مالكيت رسانه هارا مي توان در چند شكل زير بررسي كرد:
1- مالكيت متمرکز: اشاره به فرایندی است که از دهه 1980 آغاز شد و گام به گام شرکت های کمتر و کمتری اما بزرگتری به خرید انواع گوناگون رسانه ها پرداختند. موفق ترین آن ها در آن زمان "شرکت بین المللی اخبار" است که در بریتانیا بر روزنامه ها و تلویزیون های ماهواره ای تسلط یافته است.

2- مالكيت عرضي (توسعه افقی) : در اين حالت تمایز مالکیت شکل های مختلف رسانه ها کاهش یافته است. شرکت های بزرگی به نحو روزافزونی مالكيت رسانه هاي مختلف را در اختيار مي گيرند. اين مالكيت غالباً نامتجانس است، يعني همزمان تنوعي از رسانه ها وجود دارد مانند راديو، تلويزيون، روزنامه، خبرگزاري و ...
3- مالكيت طولي (توسعه عمودي): در اين حالت يك شركت؛ مالكيت شركت هاي و مؤسسات رسانه اي كه در طول يكديگر قرار دارند بدست مي آورد. مانند: شركت توليد فيلم، كانال پخش، مجله سينمايي و ...
4- بین المللی شدن: مرزهای ملی ضعیف شده و شرکت های رسانه ای مالکیت های خود را در سطح جهانی گسترش داده اند.
این فرایند بسیاری از مفسران ومنتقدین را نگران کرده است چون جریان اطلاعات تحت تأثیر دیدگاه های خاص شرکت های بزرگ و اندک حاکم بر رسانه ها واقع مي شود. از این رو چهار نگرش عمده در این زمینه وجود دارد. البته دو نگرش اول به نحوی قدرت مالکان را در دخل و تصرف محتوا پذیرفته اند و دو نگرش بعد کاملاً مخالف این امر هستند و مالکیت را تهدیدی برای آزادي ارزش ها و اندیشه ها نمی دانند. چهار نگرش عبارتند از:
الف: نگرش ابزار گرا
این نگرش تاحدی برخاسته از رویکردهای مارکسیستی می تواند باشد. رسانه ابزاری در اختیار مالکین است و محتوای رسانه را می تواند تعیین کند. البته مارکسیست ها مالکین را نماینده طبقه حاکم است و از طریق دیکتاتوری نظر طبقه حاکم را اعمال می کند.
انتقاد اصلی به این نگرش در این است که از الزام ها و فرصت های تجاری پیش روی رسانه یا حاکم بر آن غافل است.
ب: نگرش ساختارگرا
این نگرش بر آن است که هیچ انحراف سنجیده ای در رسانه ها وجود ندارد بلکه محتوای آن ها بازتاب مجموعه پدیده های بهنجار و محسوس جامعه است. یعنی هیچ قصدی برای جستجوی گزینه ها و بدیل ها یا پرسشی درباره ارزش های متداول وجود ندارد و دیدگاه های مخالف افراطی تلقی می شوند.
کنترل محتوای رسانه ها بر اساس این رویکرد بستگی به مارمنانی دارد که در پی استقرار توازن در جریان اصلی افکار عمومی هستند. نتیجه این عمل آن است که تثبیت و استقرار ارزش ها مورد حمایت واقع می شود. طبق این نظر چون ارزش های بنیادی نظام سرمایه داری مالکیت خصوصی، آزادی فردی و سخت کوشی است، ÷س مورد تأیید قرار می گیرد. در این مدل ارزش های جدید و فشارهای بازرگانی چون سهم مهی در فرایند تولید اخبار و رسانه ها ایفا می کنند مورد قبول واقع می شوند. با این وجود همه این ها در چارچوب ارزش های حاکم قرار دارند.
ج: نگرش کثرت گرا
این نگرش حاکی از آن است که مجموعه ای از ارزش ها تعیین کننده محتوا هستند و هیچ نیروی واحدی به تنهایی نمی تواند تعیین کننده محتوا باشد. نقطه شروع تحلیل این است که رسانه ها در محیط بازرگانی فعالیت می کنند و ناچارند برای دراز مدت سودآور باشند تا زنده بمانند. همچنین ارزش های رسانه ای با ارزش های جدید پیوند خورده است و بر یک رشته فرضیاتی که چه عناصری "اخبار خوب" تلقی می شود، مربوط است.
البته باید پذیرفت که فشارهای سیاسی و قانونی در مورد همه رسانه وجود دارد. بخصوص برخی قوانین مانند: منع افترا، امکان تفسیر درباره افرادی مه خصوصاً دارای تمکن مالی هستند، محدود می سازد.
د: نگرش کسب و کار آزاد
استدلال این نگرش بسیار ساده و مبتنی بر بازار است. در این نگرش، رسانه ها آن چه را که مردم( مشتری) می خواهد تولید می کنند زیرا اگر خوششان نیاید به آن توجهی نخواهند داشت.
انتقاد به این نظریه این است که رسانه ها به منظور حداکثر رساندن سود، به تحریف و گزافه گویی بپردازند.

الگوی تبلیغ ادواردبرمن و چامسکی
اين دو به بررسي ساختار محيط رسانه اي آمريكا پرداخته اند و عواملي كه موجب مي شود محتواي رسانه در جهت سياست هاي دولت باشد، در يك الگويي ارائه داده اند كه در ايران باعنوان فيلترهاي خبري ترجمه و بوسيله انتشارات ايران به بازار كتاب عرضه شده است. مطالعه اين كتاب را به دانشجويان مديريت رسانه،ارتباطات و جامعه شناسي توصيه مي كنم.
1- مالكيت اندازه و سوگيري سودآوري (Size, Ownership, and Profit Orientation)
فیلتر اول تاثیر گذار بر محتوای رسانه ، تمرکز مالکیت رسانه در دستان چند ده شرکت سوداگر در جهان است. بسیاری از این شرکت ها اموال بسیاری در سایر صنایع و ملل دارا هستند . نتیجه گیری عینی اینست که سود طلبی ، شدیدا بر کارکرد خبری و محتوای کلی این رسانه‌ها تاثیر گذار است و تا زمانیکه سیستم رسانه در دست چند شزکت است و رسانه در جهت آنها تلاش می کند تعارضی آشکار در منافع وجود خواهد داشت .
2- آگهي هاي تجاري ((The Advertising License to Do Business
فیلتر دوم تبلیغات است که رسانه های جمعی آمریکا را تحت استعمار خود قرار داده و تامین کننده‌ی بخش بزرگی از درآمد رسانه ها می باشد. هرمان و چامسکی شواهد بسیاری را که نشان دهنده اثر بی حس و فلج کننده تجاری شدن محتوای رسانه است را مطرح کرده اند .
3- منابع خبري (Sourcing Mass Media News)
فیلتر سوم منابع است که به علت ضرورت اقتصادی و منافع مشترک ، رسانه های جمعی را به رابطه ای متقابل با منابع غنی اطلاعاتی می کشاند . رسانه ها به شدت متکی به خبرهایی هستند که به وسیله دولت و شرکت ها به آنها می رسد .این منابع نیز بوروکراسی عظیمی برای در اختیار گذاشتن این اطلاعات ایجاد کرده اند و متخصصانی در زمینه مدیریت رسانه ها به کار گرفته‌اند. در واقع این بوروکراسی به رسانه‌ها سوبیسید خبری می دهد و رسانه ها نیز باید آگاه باشند تا مبادا خلاف میل چنین منبع مهمی عمل کنند . همچنین تنها این منابع دولتی و تجاری هستند که طبق موازین خبرنگاری قابل اعتماد و اتکا هستند ، در حالیکه منابع مخالف اقلیت حاکم ، با بیشترین ابهامات و سختی ها برای عبور از این فیلتر مواجه می شوند .
4- فشارهاي قانوني (Flak and the Enforcers)
چهارمین فیلتر ایجاد تولیدکنندگان دست راستی محتوای انتقادی متاثر بر رسانه به مانند “ صحت و دقت در رسانه” است (سازمانی است در آمریکا که به بررسی رسانه های خبری می پردازد و طبق گفته ی موسسانش وظیفه اش مقابله با جهت دار بودن رسانه ها می باشد ، اما با وجود اعلام خنثی بودن از نظر سیاسی ، سازمانی محافظه کار به حساب می‌آید. ) که با تحت فشار قرار دادن رسانه های جمعی آنها را مجبور به دنباله روی از اهداف و برنامه های تجاری و شرکتی می‌کنند . این فیلتر در دهه ی ۷۰ ، زمانی که شرکتهای بزرگ و ثروتمند دست راستی بطور فزاینده ای از پوشش و پیشرفت رسانه ها در غرب ناراضی بودند شروع به گسترش پیدا کرد.
5- ضديت با كمونيست (Anti-Communism)
فیلتر آخر ، ایدئولوژی ضد کمونیستی است ، که به بخشی از فرهنگ سیاسی غرب تبدیل شده و اکسیژن ایدئولوژیک را برای این مدل پروپاگاندا فراهم می کند . مخالفت با کمونیزم به عنوان یکی از مهارت های ژورنالیستی در ایالات متحده درونی شده است ، تا حدی که حتی در زمان صلح ظاهری آمریکا و شوروی نیز بسیار معمول و قابل انتظار بود که ژورنالیست ها در بیان چارچوب مسائل از عبارات “طرف ما ” در مقابل ” آدم بد های کمونیست ” استفاده کنند .
بعلاوه ایدئولوژی ضد کمونیستی برای کارکرد موثر معیارهای دوگانه ی این مدل پروپاگاندا مورد نیاز است . آن طور که نویسندگان بیان کرده اند ” زمانی که تب ضد کمونیستی بالا می گیرد ، تقاضا از رسانه ها برای شواهد تایید کننده ی ادعاهای ضد کمونیستی متوقف می شود و شارلاتان ها به عنوان منبع این شواهد سر بلند می کنند . “
بر عکس ، ژورنالیست ها و یا سردبیران برای به چالش کشاندن دکترین ضد کمونیستی ، به مانند رد شدن از چهار فیلتر دیگر ، باید تایید شده توسط سخت ترین معیار ها باشند که در عمل ناممکن به نظر می رسند .

برگرفته از سایت : دکتر حسن خجسته.

تشكیل شورای عالی فضای مجازی و انتصاب اعضای حقیقی و حقوقی آن

حضرت آيت‌الله خامنه‌ای ضمن دستور برای تشكيل شورای عالی فضای مجازی به رياست رئيس‌جمهور، اعضای حقوقی و حقيقی اين شورا را تعيين كردند.
رهبر انقلاب اسلامی آثار چشمگير شبكه جهانی اينترنت در ابعاد زندگی فردی و اجتماعی، لزوم برنامه‌ريزی و هماهنگی به منظور صيانت از آسيب‌های ناشی از آن، و بهره‌گيری حداكثری از فرصت‌ها در جهت ارائه خدمات گسترده و مفيد به مردم را از دلايل اصلی ضرورت تشكيل شورای عالی فضای مجازی برشمردند و تأكيد كردند: اين شورا وظيفه دارد مركزی بنام مركز ملّی فضای مجازی كشور ايجاد كند.
متن حكم به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
گسترش فزاينده‌ فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی بويژه شبكه‌ی جهانی اينترنت و آثار چشمگير آن در ابعاد زندگی فردی و اجتماعی، و لزوم سرمايه‌گذاری وسيع و هدفمند در جهت بهره‌گيری حداكثری از فرصت‌های ناشی از آن در جهت پيشرفت همه جانبه كشور و ارائه خدمات گسترده و مفيد به اقشار گوناگون مردم و همچنين ضرورت برنامه‌ريزی و هماهنگی مستمر به منظور صيانت از آسيب‌های ناشی از آن اقتضا می كند كه نقطه‌ی كانونی متمركزی برای سياستگذاری، تصميم‌گيری و هماهنگی در فضای مجازی كشور بوجود آيد. به اين مناسبت شورای عالی فضای مجازی كشور با اختيارات كافی به رياستِ رئيس جمهور تشكيل می گردد و لازم است به كليه‌ی مصوبات آن ترتيب آثار قانونی داده شود.
اعضای حقوقی اين شورا عبارتند از: رئيس جمهور(رئيس شورای عالی)، رئيس مجلس شورای اسلامی، رئيس قوه قضائيه، رئيس سازمان صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، دبير شورای عالی و رئيس مركز، وزير ارتباطات و فناوری اطلاعات، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزير علوم، تحقيقات و فناوری، وزير اطلاعات، رئيس كميسيون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، رئيس سازمان تبليغات اسلامی، فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی ايران و همچنين اعضای حقيقی: حجج اسلام و آقايان: دكتر حميد شهرياری، دكتر سيّدجواد مظلومی، مهندس مسعود ابوطالبی، دكتر كاميار ثقفی، دكتر رسول جليلی، دكتر محمد سرافراز و مهندس عليرضا شاه‌ميرزايی می باشند كه برای مدت سه سال تعيين می‌شوند.
اين شورا وظيفه دارد مركزی به نام مركز ملّی فضای مجازی كشور ايجاد نمايد تا اشراف كامل و به روز نسبت به فضای مجازی در سطح داخلی و جهانی و تصميم‌گيری نسبت به نحوه مواجهه فعال و خردمندانه كشور با اين موضوع از حيث سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و محتوايی در چارچوب مصوّبات شورای عالی و نظارت بر اجرای دقيق تصميمات در همه سطوح تحقق يابد. نكات اساسی در مورد وظايف شورای عالی و مركز فضای ملّی مجازی با تأكيد بر توجه جدّی به آن، در پيوست اين حكم ابلاغ می‌گردد.
در پايان انتظار دارم، ضمن تسريع در تشكيل مركز ملّی فضای مجازی، رئيس و اعضای محترم شورا تلاش بايسته را در جهت دستيابی اين مركز به اهداف تعيين شده به كار برند. كليه دستگاههای كشور موظف به همكاری همه جانبه با اين مركز می‌باشند.
سيّدعلی خامنه‌ای
17/اسفند ماه/1390
۱- توجه به استفاده از فرصت های موجود.
۲- توجه به صیانت از آسیب های و تهدید های موجود .

علت تشکیل شورای عالی فضای مجازی

خبرگزاری رسا ـ رییس سازمان تبلیغات اسلامی در گفتاری علت تشکیل شورای عالی فضای مجازی از سوی رهبر معظم انقلاب را تبیین کرد.

به گزارش خبرگزاری رسا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای، حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدمهدی خاموشی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی درباره تشکیل شورای عالی فضای مجازی از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی اظهار داشت: مهم‌ترین ویژگی انقلاب اسلامی ایران همانا فرهنگ آن است. دشمن نیز در انواع مبارزات خود با ملت ایران، مهم‌ترین نقطه‌ای را که هدف گرفته، بحث جنگ نرم و تهاجم فرهنگی است.

رهبر معظم انقلاب در بیش از یک دهه‌ی گذشته بحث تهاجم فرهنگی، سپس ناتوی فرهنگی و سپس شبیخون فرهنگی را مطرح کرده‌اند. یعنی این‌که دشمن برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی راهی جز تهاجم در عرصه‌ی فرهنگ ندارد.

جنگ نرم و عرصه‌ی مجازی
ما برای حفظ و اشاعه‌ی فرهنگ انقلاب اسلامی باید همه‌ی ظرفیت‌های خود را مورد نظر قرار دهیم. یکی از مهم‌ترین این ظرفیت‌ها فضای مجازی است. دشمن انواع تهمت‌ها و افتراها و انواع بدعت‌ها و خرافات را در این فضا طراحی کرده است و انواع دروغ‌پردازی‌ها را در ساحت‌های مختلف انقلاب اسلامی برای اثرگذاری بر گروه‌های مرجع و اندیشمندان تهیه دیده است.

ما باید از مرزهای فکری، مرزهای اعتقادی و مرزهای فرهنگی خود دفاع کنیم. بنابراین یکی از بسترهایی که در آن می‌توانیم برای رساندن پیام خودمان و مقابله با پیام‌های مخالفین و دشمنان انقلاب و اسلام و دشمنان عقاید بحق انقلاب اسلامی در جهان امروز بهره بگیریم، عرصه‌ی مجازی است. این شورا می‌تواند این طراحی‌ها را داشته باشد و برای مقابله در عرصه‌های مختلف این جنگ نرم، از گروه‌های مرجع، نویسندگان، اندیشمندان و صاحبان کالاهای فرهنگی بخواهد که در این فضا منسجم و روشمند ایفای نقش کنند.

سونامی اطلاعات
از طرفی به تعبیر رهبر انقلاب، ما امروز در یک سونامی اطلاعات قرار داریم. این پدیده الزاماتی دارد که باید به آنها توجه ویژه کنیم. مثلاً‌ امروزه جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی در فضای مجازی حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد و مطالبه‌کنندگان و شنوندگان و دریافت‌کنندگان زیادی در جهان دارد. در مقابل، دشمن هم جبهه‌ی فرهنگی تقابل با انقلاب را شکل داده است. بر همین اساس ما باید یک آرایش منطقی و نظام‌مند برای رساندن پیام خود و مقابله با ترفندهای دشمن در این عرصه داشته باشیم.
نکته‌ی دوم در زمینه‌ی توسعه‌ی فناوری این است که بشر امروزی با فناوری زندگی می‌کند. ما باید هر چه بیشتر این فناوری را برای تأثیر بر روابط اجتماعی و نیز امکان‌سنجی برای تسهیل بیشتر خدمات اجتماعی، خدمات دولتی و روابطی که مردم به آن نیاز دارند، استخدام کنیم. بنابراین اهمیت این موضوع آن‌قدر فوق‌العاده است که رهبر انقلاب لازم دیدند یک شورای خاص و یک سازمان مستقل ویژه تشکیل شود که فقط کارکردش در زمینه‌ی فناوری فضای مجازی و مهندسی این فضا باشد.

البته به‌طور طبیعی در طول سال‌های اخیر نیز بین اندیشمندان فرهنگی و متخصصین فناوری و رهبر انقلاب مراودات زیادی صورت گرفته است و از این طریق دغدغه‌های اهالی فرهنگ و علما و دانشمندان و حوزویان و گروه‌های مرجع خدمت ایشان ارائه شده است. نظرات کارشناسی شوراهای تخصصی متشکل از متخصصین فرهنگی، زیرساختی، آموزشی و تحقیقاتی فضای مجازی، منجر به این شد که این شورا ابلاغیه‌اش را از رهبر معظم انقلاب دریافت کند. این شورا باید نسبت به شاخه‌های مختلف فضای مجازی، اعم از تولید و دریافت اطلاعات، پالایش اطلاعات وارداتی به کشور، فرستادن اطلاعات، ابزارهای نوین اطلاعاتی و ... طراحی و برنامه‌ریزی کند و باید نگاهی دقیق‌تر و کیفی‌تر به این فضا داشته باشد. /901/د103/ع

دیدار اعضای شورای سیاستگذاری صدا و سیما با امام خامنه ای

دیدار اعضای شورای سیاستگذاری صدا و سیما اعضای شورای سیاستگذاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پیش از ظهر امروز به حضور حضرت آیةالله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی رسیدند و طی آن حجةالاسلام دعاگو مسئول این شورا گزارشی از عملکرد شورای سیاست گذاری طی یکسال و نیم گذشته را به استحضار ایشان رساند مقام معظم رهبری در این دیدار ضمن رهنمودهائی که خطاب به حاضرین ایراد کردند سیاست گذاری به شکل صحیح‌متین و مطلوب در صدا و سیما را موجب تبدیل شدن آن به یک وسیله اعتلای فکر معرفت و رشد جامعه دانستند و فرمودند صدا و سیمای جمهوری اسلامی باید در خدمت تفکر اسلامی و انقلابی و رسوخ اندیشه اسلام ناب درمخاطبین خود باشد و در مسیر ایجاد تحول صحیح اخلاقی و عملی در زندگی مردم تلاش کند حضرت آیةالله خامنه ای ضرورت حرکت صدا و سیما به سوی کمال روز افزون راخاطر نشان ساختند و با تأکید بر لزوم قرار گرفتن هنر در خدمت جامعه اسلامی فرمودند لازم است پدیده های هنری منطبق بر ارزشهای اسلامی و انقلابی در صدا وسیما گسترش یابد و شواری سیاستگذاری بیش از پیش به موسیقی داستانها سریالها وگزارشهای هنری و تاریخی که از موارد مهم در صدا و سیماست توجه و رسیدگی کند رهبر انقلاب اسلامی همچنین از چگونگی ارائه چهره زن مسلمان در صدا و سیما بعنوان یک مسئله مهم یاد کردند و افزودند زن سرشار از ارزش های اسلامی و انقلابی است لذا سیمای زن مسلمان و انقلابی باید با تکیه بر حجاب نجابت عفت نقش اصلی و اساسی او در خانواده و جامعه تأثیر زن در رشد مرد و جامعه و نیز نقش پراهمیت او در واقعیت های گذشته نظیر جنگ تحمیلی در صدا و سیما نشان داده شود مقام معظم رهبری اهمیت تقویت روحیه جهادی در جامعه از طریق پرداختن صدا و سیما به ایثارگریها فداکاریهاو جانبازیهای ملت بزرگ ایران در جریان هشت سال جنگ تحمیلی را یاد آور شدند و ازتلاش های شورای سیاستگذاری و خدمات کارکنان و مسئولان بخش های مختلف صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تقدیر و تشکر کردند بر پایه همین گزارش پیش از بیانات رهبرانقلاب اسلامی حجةالاسلام دعاگو مسئول شورای سیاستگذاری و نظارت بر صدا و سیمای جمهوری اسلامی گزارشی از روند فعالیت های این شورا را ارائه کرد و طی آن اقدامات و تصمیمات اتخاذ شده در چارچوب وظایف این شورا را بر شمرد. 1369/12/14

ذکر چند نکته

۱- شیوه صحیح سیاست گذاری-سیاست گذاری به شکل صحیح‌متین و مطلوب در صدا و سیما را موجب تبدیل شدن آن به یک وسیله اعتلای فکر معرفت و رشد جامعه دانستند .

۲-توجه به نشر وگسترش اسلام و انقلاب و اخلاق-صدا و سیمای جمهوری اسلامی باید در خدمت تفکر اسلامی و انقلابی و رسوخ اندیشه اسلام ناب درمخاطبین خود باشد و در مسیر ایجاد تحول صحیح اخلاقی و عملی در زندگی مردم تلاش کند.

۳- توجه به هنر متعالی -ضرورت حرکت صدا و سیما به سوی کمال روز افزون راخاطر نشان ساختند و با تأکید بر لزوم قرار گرفتن هنر در خدمت جامعه اسلامی فرمودند لازم است پدیده های هنری منطبق بر ارزشهای اسلامی و انقلابی در صدا وسیما گسترش یابد.

۴-توجه به نوع موسیقی -شواری سیاستگذاری بیش از پیش به موسیقی داستانها سریالها وگزارشهای هنری و تاریخی که از موارد مهم در صدا و سیماست توجه و رسیدگی کند.

۵- توجه به ارزش والای زن-چگونگی ارائه چهره زن مسلمان در صدا و سیما بعنوان یک مسئله مهم یاد کردند و افزودند زن سرشار از ارزش های اسلامی و انقلابی است لذا سیمای زن مسلمان و انقلابی باید با تکیه بر حجاب نجابت عفت نقش اصلی و اساسی او در خانواده و جامعه تأثیر زن در رشد مرد و جامعه و نیز نقش پراهمیت او در واقعیت های گذشته نظیر جنگ تحمیلی در صدا و سیما نشان داده شود .

۶- توجه و اشاعه روحیه فداکاری و جهادی با نشان داد ایثار ها و فدارکاری ها-اهمیت تقویت روحیه جهادی در جامعه از طریق پرداختن صدا و سیما به ایثارگریها فداکاریهاو جانبازیهای ملت بزرگ ایران در جریان هشت سال جنگ تحمیلی

باید فکری برای این اقتصاد کرد

امروز که به خودم نگاه کردم به خودم آمدم، دیدم ،چه بد و چه بد، من دارایی هایی دارم که بسیاری از آن ها کالا های خارجی است لب تابم توشیباست و متعلق به ژاپن وموبایلم سامسونگ است متعلق به کره جنوبی وپالتویی که می پوشم ساخت کشور ترکیه است و لباسم چینی وکلید اتاقم هم ایتالیایی و شاید سیبی  که الان دارم می خورم ،متعلق به کشور دیگری باشد و وای بر ما، این همه جوان بیکار و وضعیت واردات اینگونه، واقعا تاسف بار است.

 حداقل باید غذا وپوشاک خود را،خود تامین کنیم و به فکر این باشیم که در صنایع الکترونیکی و...نیز وارد می کنیم و حتما باید وارد ؛تا کی یایدوارد کنیم به نظرم بهترین کار در صنایع الکترونیکی بستن قرار داد با یک شرکت معتبر و ایجاد این کارخانه در ایران و ایجاد اشتغال حداقل برای جوانانی است که این نوع کالا را در کشور خود مصرف می کنند و بعدا می توانیم طی چند سال این صنایع را بومی سازی کنیم .

 امیدوارم مسئولی باشد تا این متن را بخواند.