معمولا آدمی هستم که دستم به قلم باز نمی شود چون گاهی قلم زنی،نوعی خود زنی محسوب میشه.

اما یک موضوعی مرو تو این چند روز به شدت اذیت می کنه که کلمه سادیسم فرهنگی رو برای اون انتخاب کردم . داستان از انجایی شروع می شه که معمولا در جامعه ما حتی جامعه دانشگاهی ما،اگر یک نفر مشغول صحبت کردن ، ما به جای اینکه سعی کنیم از مطالب سخنران استفاده کنیم به دنبال اینم (خودم میگم) یه ایرادی از سخنران بگیرم و دستش بندازیم و بهش بخندیم و عقده های درونیمون آروم کنیم .

وقتی داشتم این نوع بیماری فرهنگی که خیلی تو جامعه ما شایع است رو بررسی می کردم یادم به بیماری روانی افتاد که به اون میگن: سادیسم.

در حقیقت سادیسم یه نوع لذت جویی از طریق آزار دادن دیگرانه .

چقدر جالبه به یک نفر به خاطر لهجش می خندیم و به نفر دیگه به خاطر بعضی از حرفاش ، حالا خدا نکنه یه نفر لکنت زبون هم داشته باشه!!

به نظرم وقتی به خودمون بنگریم می بینیم نه تنها از سخنران بیشتر نداریم بلکه کمتریم!!

چقدر زشته به دیگران خندیدن و چقدر زشته برای دیگران هو کشیدن !!

قربون حضرت آقا (امام خامنه ای) برم، می گه هیچ وقت به سخنان دیگران هو نکشید .(نقل به مضمون)

نکته جالب اینکه این بیماری تو دنیا یه رسم، چندی پیش مجلس انگلیس نشون می داد نخست وزیر انگلیس صحبت می کرد و مجلس عوام هو می کشیدند ومی خندیدند.