امیدوارم عده ای مرا به گذاشتن عینک روشنفکری متهم نکنند!! سالها از پایان جنگ تحمیلی می گذرد کشوردشمن هایی که رقمشان در کتابی به 87 رسیده بود در مقابلمان ناکام ماندند . کشوری پیروزشد که برای تهیه سیم خاردار هم مشکل داشت چه برسد به تهیه اسلحه ای گرم چون کلاش. دشمن ناکام و مغموم،پس از 8 سال جنگ تمام عیار،طعم ایمان عده ای را درک کرد که با کلاش های کهنه به جنگ با یک تانک میروند وبا نارنجک به چنگ یک خروار تانک. گفتند بیایم به قول آیزونهار دلها و قلب ها را تسخیر کنیم .شروع کردن به ساخت ماهواره و دیش و شروع کردن به ساخت شبکه های فارسی زبان آنهم 130 تا. از خبر گرفته تا پورنو. گفتند قلبشان مال ما ذهنشان مال ما،جانشان به جان نظام! شروعشان بد نبوداما غافل از فرهنگ ، ایمان و نقطه عطف هایی چون نه دی. دیدندکه بازنده اند سر خرشان را چرخاندن اقتصاد را انتخاب کردند؛ تحریم هایش را میگویم آنهم نه هر تحریمی، سیگار ماربرو را نمیگویم؛ نوشابه های پپسی و کولا را نمی گویم دارو دوا را می گویم. گفتند نان سر سفرهایشان نباشد به هم بد می گویند ونان یک دیگر می بُرند ومی بَرند اما کور خواندند..( جنگ سخت –جنگ نرم –جنگ اقتصادی) اما یادمان باشد بچه 6 ساله ای که در این هوای سرد زمستان دست فروشی می کند. مردی که شب در بیمارستان میخوابد تا صبح نوبت دکتر گیرد. و... (اینها کار آمریکا نیست بی مدیریتی خودمان است!!!) .(آقا تذکر میدهد ما خوابیم)