خاطرات حجة الاسلام دعاگو در مورد صدا وسیما
وضعیت صدا و سیما در اوایل انقلاب
صدا و سیمای قبل از انقلاب مركزی برای ترویج فساد و ارزش های ضد دینی بود و افرادی هم كه در آن كار می كردند معمولا افراد فاسد و آلوده ایی بودند با وقوع انقلاب اسلامی ما دست به تصفیه نیروهای فاسد در سازمان صدا و سیما زدیم البته در این كار ممكن است بعضی جا ها دچار اشتباه شده باشیم ولی در مجموع سازمان را در راستای ارزشهای اسلامی و در خدمت انقلاب در آوردیم.
یكی از مشكلات سازمان صدا و سیما مربوط به نیروهای انسانی شاغل در آن بود. قسمت عمده ی كارمندان صدا و سیما قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به استخدام این سازمان در آمده بودند. كادر فنی و هنری، تقوا و تعهد چندانی نداشتند و افراد متدین و حزب اللهی هم در آن مقطع كار بلد نبودند. به طور عمده برنامه های رادیو و تلویزیون قبل از پیروزی انقلاب اسلامی رقص، آواز خوانی و خبر بود. اكثر فیلم های سینمایی و سریال ها ی تلویزیونی از كشور های خارجی تهیه می شد و تنها چند سریال ایرانی بی محتوا در صدا و سیما ساخته شد. برای مثال سریال سلطان صاحب قران را بر ضد سلسله ی قاجاریه ساختند تا چهره ی این نظام را كه قبل از حكومت پهلوی برقرار بود، خراب كنند. وقتی ما وارد شورای سرپرستی شدیم، تصمیم گرفتیم كه كم كم مسئولیت های كلیدی را به دست افراد متدین و حزب اللهی بسپاریم، عذر كسانی را كه حاضر نبودند در خدمت نظام جمهوری اسلامی باشند و كار كنند، خواستیم. سعی كردیم پرسنلی را كه با همان تفكر و اندیشه ی خود حاضر به ادامه ی خدمت بودند راهنمایی كرده، با انتصاب مسولین متعهد و كارشناس، آنها را سازماندهی و متشكل كنیم. صدا و سیما پرسنل فنی را كه حاضر بودند تخصص خود را در خدمت ایمان و اعتقاد مردم قرار دهند و با انقلاب، نظام و مردم همراه شوند، حفظ كرد و افرادی را كه گذشته ی سیاسی آن ها خیلی آلوده بود از صدا و سیما حذف كرد. در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی این سازمان، پاكسازی عناصر آلوده و مسئله دار را آغاز كرد، البته اشتباهاتی هم در این بین صورت گرفت و تعدادی از نیروهای هنرمند، متخصص، توانا و متدین را از صدا و سیما اخراج كردند و تعدادی از نیروهای بی تخصص و تعهددار را در جمع كارمندان سازمان باقی گذاشتند. برای مثال از بین تمام خانم های كارمند صدا و سیما، خانم فاطمه واعظی- معروف به پریسا- زنی بود كه نماز می خواند، روزه می گرفت، شراب نمی خورد ، نمی رقصید و با سواد هم بود. او موسیقی دان و آواز خوان است، در ضمن از مسایل عرفانی و هنری آگاهی داشت. در بین آقایان، آقای محمد رضا شجریان، قاری قرآن و موسیقی دان و آواز خوانی بود كه اهل مشروب نبود، اهل اقامه نماز بود، روزه می گرفت و به دینداری معروف بود؛ ولی در اوایل انقلاب این دو را از سازمان اخراج می كنند. ما باید از افرادی باقی مانده، نیروهای مفیدی برای سازمان می ساختیم؛ ولی به دلیل گرفتاری جبهه و جنگ، كمبود نیروی متعهد و متخصص و كمبود بودجه، توفیق چندانی حاصل نكردیم.
مدیران شبكه ها از نیروهای متدین بودند و برنامه های خوبی هم تصویب می شد. قسمت عمده ی برنامه ها برای ساخته شدن به بخش طرح و برنامه می رفت ولی هنرمندی كه می خواست نقش خود را به عنوان یك فرد حزب اللهی بازی كند، چون قبل از انقلاب با محیط های ناسالم و برنامه های مبتذل مأنوس بود و با فرهنگ مسجد و حسینیه و محراب و دعا آشنایی چندانی نداشت، نمی توانست خوب ایفای نقش كند، البته در این شرایط سریال ها و برنامه های خیلی خوبی هم به وسیله ی سازمان صدا وسیما ساخته و پخش شد؛ سریال سربد داران، هزاردستان، امیر كبیر، رعنا، مدرس، میرزا كوچك خان، فیلم سینمای دسیسه و سریال امام علی(ع) از نمونه های آن هستند. یكی از یادآوری هایی كه حضرت امام (ره) به ما كردند درباره ی تئاتر بود. حاج احمد آقا در جلسه ای كه در رابطه با اخبار در منزل آقای هاشمی برگزار كرده بودیم گفت كه حضرت امام فرموده اند، از آقایون سوال كنید كه آیا جیغ زدن و داد و فریاد از اركان تئاتر است یا نه؟ بعضی از دوستان صاحب نظر ما كه در جلسه حضور داشتند جواب دادند كه خیر جزء اركان تئاتر نیست. چنین مسئله ای در كار هنری از ضعف و بی هنری هنرمند ناشی می شود، بعضی ها سعی می كنند برای برنامه ای كه خود جاذبه ی كافی ندارد با موسیقی تند و یا فریاد زدن برای آن جاذبه ایجاد كنند. استفاده از حركات تند، زشت، لوس و داد و فریاذها به جای آن كه بیننده را جذب خود كند، بیشتر از آن متنفر می كرد.
منبع: خاطرات انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی، صص 292-294
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۲ ساعت 14:16 توسط میبدی
|
دغدغه فرهنگی داشته وامید است شاید گامی هر چند کوچک برای تعالی خود و جامعه ام بردارم شاید این وبلاگ چاهی باشد برای بیان آنچه می توان از سینه بر سطر قلم بسدایم.